هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
70
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
از زمين برداشته با خود ببرد . بهر نسبت كه تير چوبى در زمين فرورفته و استوار شود بر اشكال و خطر اين شاهكار افزوده مىشود ولى در حد متوسط و در سهلترين و راحت ترين شكل آن انجام عمل مثبت نيازمند به سرعت و شدت عمل ، خبرگى و مهارت ، قدرت بازو و مچ و مهارت و نرمى عمليات همراه با اداره دقيق مركوب و به كار بردن نيزه در يكزمان و در لحظه مناسب است . تشريفات عروسى و مرگ بلوچها تقريبا به ترتيبى است كه در قرآن بيان شده و تنظيم گرديده است . جز در مواردى جزئى ، در مراسم عروسى ، عمليات شبيه تمام اعمالى است كه بين ساير مسلمانان معمول مىباشد و لذا از نظر من بمشاهدات و بيانات كمترى نيازمند است . وقتى تصور ميرود بيمارى مشرف بموت است ملا يا پيشواى مذهبى را خبر مىكنند تا بيايد و بر سر بيمار محتضر قرآن بخواند و وى متناوبا بتلاوت قرآن مىپردازد تا آنكه شخص مريض بهتر شود و يا بميرد . اگر محتضر درگذرد فورى اقوام و ساير مردم را خبر مىكنند تا بيايند و گريه و زارى كنند ، آنگاه غذا مىپزند و در خانه متوفى به مدت سه روز بمردمى كه براى فاتحهخوانى و دعاخوانى و همدردى با نزديكان متوفى جمع شدهاند طعام داده مىشود . يكى از وظايف ملا شركت در اين مراسم و برپاداشتن مجالس فاتحه خوانى است . چه متوفى از طبقات مرفه باشد و يا از مردم تهيدست ، بهرحال اقوام وى مايلند كه در اين مراسم از مهمانانى بيشتر پذيرائى كنند و اغلب براى پذيرائى از شركت كنندگان در مراسم دعا و فاتحهخوانى دچار مضايقى مىگردند . از مشاهده اين مراسم ميتوان گفت كه درست نظير مراقبت شب بر مرده است « 1 » كه در انگلستان بنام ( Wake ) ناميده مىشود . بطور خلاصه گذشته از نوع تشريفات منظور هردو ، برگزارى مراسمى است به جهت شادى روح مرده . در مورد مراسم ازدواج ، چيزى خاص و مشخص وجود ندارد و با مطالعاتى كه نمودم جالبتر از موضوع اولى نيست . وقتى مردى تصميم مىگيرد با دخترى ازدواج كند ، معمولا برادرش يا كسى را كه قوم و خويشى نزديك با پدر دختر
--> ( 1 ) - Noctoral Watching